امروز رییس جمهور برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاهها به دانشگاه تهران آمده بود. دیر به دانشگاه رسیدم. صحنه هایی دیدم که فقط قصد نوشتن آنها را دارم. خود میتوانید قضاوت کنید. پشت درب دانشگاه پر بود از پسرهای سیگار به دست و دخترانی که به زنان هرزه خیابانی بیشتر شبیه بودند تا دانشجو.
وارد دانشگاه که شدم دیدم برخی از افراد با همان تیپ هایی که نشان از باطن فاسدشان داشت با روسریهای رها و موهای آویزان از پشت میله ها کارتهای دانشجویی را به آنها که بیرون اند میدهند تا به داخل آیند و زمینه را برای آشوب و اغتشاش فراهم کنند و در پایان هم آشوبشان را به نام دانشگاه و مخالفت دانشجویان با احمدی نژاد! معرفی کنند.
به صحن دانشگاه رفتم. جایی که عده ای از دانشجویان مذهبی به نشان حمایت از احمدی نژاد تجمع کرده بودند و نماز جماعت برپا کرده بودند. به سمت درب غربی رفتم. همان آدمهایی که از تیپشان میشد افکارشان را خواند تجمعی برپا میکردند و به درب فشار وارد میکردند تا بتوانند با شکستن آن در میدان انقلاب اغتشاش ایجاد کنند. اما قدرت شان آنقدر نبود که بتوانند آن در را باز کنند. برخی از آنها که از عصبانیت عربده میکشند سعی میکردند از درب بالا روند ولی چندان توفیقی نیافتند.
برایم جالب بود معترضین به احمدی نژاد در شرایطی که حتی مسیحیان و یهودیان ایران حرمت رمضان را نگاه میدارند سیگار میکشیدند گویا میخواستند کاملا برایمان اثبات کنند که از ملت ایران بریده اند و در دامان ارباب غربی شان آرام گرفته اند. این را میشد از شعارهایشان نیز فهمید.
افرادی که جمعیت معترض را هدایت میکردند شاید دل بدان بسته اند که با همکاری امثال هاله اسفندیاری از بنیادهای صهیونیستی و دانشگاههای آمریکایی بورسیه بگیرند تا همچون عطری و افشاری و گنجی به سیا و وزارت خارجه آمریکا پناهنده شوند و جیره «بخور و نمیر» ماهانه ای از بودجه آمریکا که برای مقابله با ایران اختصاص یافته است بتوانند دست و پا کنند.
از همه جالب تر رفتار نیروهای انتظامی و مردم عابری بود که از خیابان انقلاب میگذشتند. پوزخندی نثار میکردند و رد میشدند. دیوانه بازیهای عده ای که دانشگاه را با دارالمجانین و شاید هم قلعه حیوانات اشتباه گرفته اند آبرویی برای ما دانشگاهیان باقی نگذشته است. تا چه زمانی قرار است عده ای لمپن و لیبرال که دینی ترین مراسمشان سخنرانی آغاجری است خود را نماینده دانشجویان معرفی کنند و با دست اندازی بر انجمن اسلامی در بوق مخالفت با نظم و نظام اسلامی بدمند. خاطره تلخ دانشگاه امیرکبیر که عرق شرم را بر رخسار دانشگاهیان جاری کرد آنقدر تلخ بود که نباید اجازه داد در دانشگاههای دیگر تکرار شود.
|